تبليغاتX
عبور از شب
طرحی از یادتو

چشم هایم را به اسمان انجا که خدا نظاره گر من است دوخته ام.

و جام دستهای خسته ام را به سوی او گرفته ام

 تا با قدحی سر مستم کند.اما قبل از انکه ارزویی در قلبم بنشیند

در اعماق این قلب ترا می بینم .به یاد گذشته ام می افتم.

انجا که در اوج نا امیدی خدا ترا سر راهم قرار داد.

وصدایت قلب یخ بسته ام را گرما بخشید.

و باز مثل همیشه تمام وجودم را پر میکنی...لبریز از تو میشوم

و دیگر خودم را نمی بینم ...

از خدا می خواهم جام دستهایم راسر چشمه ی بهترین ها برای تو کند

چشم های خسته ام انتظار پر شدن این جام را میکشد تا به تو تقدیم کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 5:18  توسط غزال  | 

انگاه که اشک در چشمانم پر شد و کافی بود پلک بزنم

تا روی گونه هایم بغلتد.انگاه که تنها نشانی های بودنت را گم کردم.

انگاه که از بودن من خسته شدی.

انقدر کوچک شدم که هیچ کس مرا ندید.

خواستم بروم و خود را به تنهایی بسپرم.

و در دنیایی قدم بگذارم که هیچ کس نشانی ان را ندارد

 اما..........

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 3:54  توسط غزال  | 

مهلت عشق تو در قلبم تمام شد

ان روزهایی که خراب تو بودم گذشت

خود تو اینجوری خواستی و من بی چون و چرا مثل همیشه قبول کردم

خوب شد ندیدی با این خواسته ی تو چطوری شکستم منی که تمام

 ثانیه هام پر بود از جنون تو قصه ی بی عشق تو بودن ساده نبود

گذشتن از تو به هیچ عنوان ساده نیست هق هق شب گریه هام ساده

نیست کوچ تو از لحظه هام ساده نیست

گاهی با یاد خاطراتمون بی طاقت میشم اما خاطرات من و تو پر شده

از هوای غربت.تو رو خاطرات من خط بطلان کشیدی

حالا خاطرات باقی مانده بین من و تو همه رنگ غمه

حیف چه عاشقانه مانده بودم اما تو عاشق نبودی حالا دیگه برام

 هیچ چیز مهم نیست دیگه برو دیگه از تو عشق و محبت نمی خوام

دیگه التماس نمی کنم دیگه سوال نمی کنم دیگه نمیگم....

حس قشنگ بودنت یه شادی موقته دیگه نمیخوام بهت بگم دلم برات

پر میزنه دیگه تنهاییم را با تو قسمت نمی کنم اره درسته:

این تو بودی که تیشه زدی به ریشه های باورم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 15:27  توسط غزال  | 

یادم میماند که همه چیز از من مهمتر است

 و من یک حسودم که دلم می خواهد

همه چیز تو باشم

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 4:18  توسط غزال  | 

 

ir15 Web Site