|
طرحی از یادتو
|
وعشق سیبی ست
و وای بر حال انکه پای بند نظم و ترتیبی ست
واما تو!
قرار نبود ان وقت های تو جایشان را با این وقت های من عوض کند!
قرار نبود عشق هم مثل گیلاس بوسه عیدی وتعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد
قرار نبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم!
قرار نبود کسی برای نشکستن دل دیگری بماند!
قرار بود هر کس برای نشکستن دل خودش بماند.
قرار نبود هر چه قرار نیست باشد!
قرار تنها بر بی قراری بودو بس.
گمان نمیکنم گناه من سنگین تر از نگاه تو باشد!
اما یقین دارم که کودک دلت کمتر از پیش بهانه لالایی های شعر گونه ام را می گیرد
مهم نیست فقط یک چیز یاد همه بمانداگر اتفاقی که نباید بیافتد افتاد
تنها برایت می نویسم:خودت خواستی تقصیر من نبود!
پس بیا...
زیر سایه ی امن ترین سایه بان هستی دلواپس دلواپسی های هم باشیم.