از خستگی هایم چند قطره اشک باقی ماند
که ان را با بغض هایم فرو خوردم
چرا که جای امنی برای گریستن پیدا نمی کنم
روح خسته و سر گشته ی من به کدامین تن پوش باد تکیه کند
تا پشت مرا خالی نکند؟
RSS